تبليغاتX
.
  

«صبر» از خصايلي است که در اخلاق اسلام بر آن بسيار تأکيد شده است ،

 انسان مسلمان در زندگي فردي و اجتماعی خويش در راه هدفهايي مبارزه ميکند

 و با مشکلاتي نيز روبرو است بدون خصلت صبر، پيروزي بر مشکلات و رسيدن به

 هدفها آسان نيست . صبر و مقاومت بر نيروي پايداري انسان ميافزايدو اراده را توانا

ميسازد هيچ جامعه اي اگر تحمل ناگواريها را نداشته باشد بر مشکلات خويش و بر

 دشمنان خويش نميتواند پيروز گردد. با صبر و مقاومت است که ميتوان به به پيکار

 ستمگران رفت و دست استعمار گران را کوتاه نمود و روزه – بويژه در روزهاي گرم

 و طولاني تابستان که فشار تشنگي طاقت فرسا ميشود بطور چشمگيري به انسان

 صبر و مقاومت ميبخشدو تحمل رنج و سختي را بر آدمي آسان ميسازد.

قرآن کريم با توجه به همين اثر که از روزه به صبر تعبير کرده است : و استعينوا بالصبر و

الصلوه ......... از صبر (روزه ) – و نماز کمک بگيريد.........

امامان معصوم ما عليهم السلام «صبر» را در اين آيه به روزه تفسیر کرده اندو پيامبر

 گرامي (ص) نيز ماه رمضان را ماه صبر ناميده اند: «شهر الصبر و ان الصبر شثوابه

 الجنه» (رمضان ماه صبر است و پاداش صبر بهشت است) و امام صادق عليه السلام

نيز بهمين ويژگي روزه اشاره فرموده است: هر گاه براي کسي حادثه اي جانکاه پيش

 آمد روزه بگيرد که خدا فرموده است « و استعينوا بالصبر و الصلوه».

 

***

 

سلام

 

خوب هستید ؟

 

طاعات و عباداتتون قبول

 

مارو هم دعا کنید

 

یا حق


نوشته شده توسط سارینا در سه شنبه دهم شهریور 1388

لينك مطلب

 

بدان که از برای نماز غیر از این صورت معنایی است و غیر از این ظاهر باطنی است، و چنانچه ظاهر را آدابی است که مراعات ننمودن آنها یا موجب بطلان نماز صوری یا نقصان آن گردد، همینطور ار برای باطن ادابی است قلبیه باطنیه که با مراعات ننمودن آنها نماز معنوی را بطلان یا نقصان دست دهد، چنانچه با مراعات آنها نماز دارای روح ملکوتی شود. و ممکن ات پس از مراقبت و اهتمام به آداب باطنیه قلبیه، شخص مصلی را نصیبی از سرّ الهی نماز اهل معرفت و اصحاب قلوب حاصل شود که آن قره العین اهل سلوک و قیقت معراج قرب محبوب است. و آنچه گفته شد که برای نماز باطن و صورت غیبیه ملکوتیه است،علاوه بر آن که موافق ضربی از برهان و مطابق مشاهدات اصحاب سلوک و ریاضت است،آیات و اخبار کثیره عموما و خصوصا نیز دلالت بر آن دارد، و ما به ذکر بعضی از آن این اوراق را متبرک می کنیم.

از آن جمله قول خدای تعای است "روزی که هرکس عمل نیک خویش را حاضر بیند و دوست میدارد بیت او و آنچه بد کرده اصله دوری می بود" آیه شریفه لالت کند که هرکسی اعمال خوب و بد خود را حاضر میبیند و صورت باطنیه غیبیه آنها را مشاهده کند. چنانچه در آیه شریفه یگر میفرماید: " پس هرکس به وزن ذره ای کار نیک کرده باشد ان را میبیند" دلالت کند بر آن که نفس اعمال را معاینه کند.

و اما احادیث شریفه در این مقام بیشتر از آن است که در این صفحات بگنجد و ما به ذکر بعض آن اکتفا میکنیم.

از آن جمله در وسائل سند به حضرت صادق علیه السلام رساند: " کسی که نمازهای واجب را در اول وقت ادا کند و حدود آنها را حفظ نماید، فرشته آن را سپید و پاکیزه به آسمان برد.نماز (به نمازگزار) گوید: " خداتورا نگاه دارد همان گونه که مرا نگاه داشتی،مرا به ملکی بزرگوار سپردی" و کسی که نمازها را بی سبب به تاخیر اندازد و حدود آنها را حفظ نکند،فرشته نماز او را سیاه و تاریک به آسمان برد در حالی که نماز با صدای بلند به نمازگزار گوید: " مرا ضایع کردی،خدای تورا ضایع کند آنچنانکه مرا ضایع کردی،وخدا تو را رعایت نکند آنچنانکه تو مرا رعایت نکردی ""

دلالت کند بر آن که نماز را ملائکه الله بالا برند به سوی آسمان یا با صورت پاکیزه سفید. و ان در وقتی است که در اول وقت بجا آورد و ملاحظه آداب آن نماید،ودر این صورت دعای خیر به نمازگزار کند. و یا با صورت تاریک و سیاه. و آن وقتی است که آن را بی عذر به تاخیر اندازد و اقامه حدود آن نکند، و در این صورت او را نفرین کند. و این حدیث علاوه بر آن که دلالت بر صور غیبیه ملکوتیه کند دلالت بر حیات آن نیز کند، چنانچه حق تعالی فرماید: " بدرستی که سرای اخرت ( سرای ) زندگی ( واقعی ) است" و به مضمون این حدیث احایث شریف دیگری است که ذکر آنها موجب تطویل است.

و از حضرت صادق سلام الله علیها روایت است که (( چون بنده مومن داخل قبر شود،نماز در جانب راست او و زکات در جانب چپ او استف و خوبی بر او سایه افکند و صبر در گوشه ای قرار گیرد،و چون دو ملکی که موکل سوالند داخل شوند، صبر به نماز و زکات و نیکویی گوید:" با شما باد یاری رفیقتان و اگر شما عاجز شدید من با او هستم " )) وو این حدیث شریف را در کافی شریف به دو طریق نقل فرموده و شیخ صدوق رحمه الله در ثواب الاعمال حدیث فرموده. و دلالت آن بر صور غیبیه برزخیه و حیات و شعور آنها واضح است. و احادیث ثمثل قرآن به صورت ملکوتیه و ثمثل نماز بسیار است.

و اما آنچه گفته شد که از برای نماز و سایر عبادات جز این آداب صوریه اداب قلبیه ایست که بدون آداب نماز ناقص است یا اصلا مقبول درگاه نیست، در خلال این اوراق، که شماره ی آداب قلبیه می شود، مذکور خواهد شد انشاالله

و آنچه در ایت مقام باید دانست آن است که اکتفا نمودن به صورت نماز و قشر آن محروم ماندن از برکات و کمالات باطنیه آن، که موجب سعادات ابدیه بلکه باعث جوار ری العزه و مرقاه عروج به مقام وصول به وصال محبوب مطلق - که غایت امال اولیاء و منتهای ارزوی اصحاب معرفت و ارباب قلوب بلکه قره العین سید رسل صلی الله علیه و آله است - از اعلی مراتب خسران و زیان کاری است که پس از خروج از این نشاه و ورود در محاسبه الهیه موجب حسرت هایی است که عقل ما از ادراک آن عاجز است. ما تا در حجاب عالم ملک و خدر طبیعت هستیم از آن عالم نمیتوانیم ادراکی نماییم و دستی از دور بر اتش داریم. کدام حسرت و ندامت و زیان و خسارت بالاتر از ان است که چیزی که وسیله ی کمال و سعاد انسان و دوای درد نقایص قلبیه است و در حقیقت صورت کمالیه انسانیه است، اما پس از چهل پنجاه سال تعب در راه آن از آن به هیچ وجه استفاده روحیه نکده سهل است، مایه کدورت قلبیه و حجابهای ظلمانیه شود،و انچه قره العین رسول اکرم صلی الله علیه و اله و لم است موج ضعف بصیرت ما گردد "دریغا که در نزدیگ شدن به خدا( یا در طاعت او ) کوتاهی نمودم"

پس ای عزیز، دامن همت به کمر زن و دست طلب بگشای و با هر تعب و زحمتی است حالات خود را اصلاح کن و شرایط روحیه نماز اهل معرفت را تحصیل کن، و از این معجون الهی که با کشف تام محمدی صلی الله علیه و اله برای درمان تمام دردها د نقصهای نفوس فراهم امده استفده کن، و خود را تا مجال است ز این منزلگاه ظلمت و حسرت و ندامت و چاه عمیق بُعد از ساحت مقدس ربوبیت جل و علا کوچ ه و مستخلص کن و به معراج وصال و قرب کمال خود را برسانف که اگر این وسیله از دست رفت وسایل دیگر منقطع است: " اگر (نماز) پذیرفته شد سایر اعمال پذیرفته میشود،و اگر رد شد کارهای دیگر (نیز) رد میشود."

و ما اداب باطنیه این سلوک روحانی را به مقدار میسور و مقتضی بیان میکنیم، شاید یکی از اهل ایمان را نصیبی از آن اتفاق افتد،و این خود شاید موجب رحم الهی و توجه غیبی شود نسبت به این بازمانده از طریق سعادت و انسانیت و مغول در زندان طبیعت و انانیت. انه ولی الفضل و العنایه


نوشته شده توسط گروه سمعی و بصری هیئت بیت العباس (ع) در پنجشنبه پنجم شهریور 1388

لينك مطلب

 

اي كه هزار، هزار شمع در انتظار يك نگاه تو سوختند 

 شوري است عشق تو و دلنشين غمي است به انتظار قدم‌‌هايت زيستن

بدان كه مصراع زندگيم با قافيه تو پايان خواهد يافت.

بيا كه اگر تو بيايي

تمامي شب‌هاي يلداي غم سپيده صبح را مهمان هميشگي دلم خواهد كرد...

نمي‌دانم آيا دل كوچكم تا ظهور تو در تكاپو است

يا تا غروب آرزوهايش چيزي نمانده....

 اما ...

غمگينم و مي‌ترسم كه دلم از جنب و جوش بيافتد و تو نيايي....

افسوس، من و كلمات مجنونم

شايد روز آمدنت را نبينيم

من به همه كساني كه آن روز تو را مي‌بينند

و در دو سوي خيابان‌ها

قلبهاي عاشقشان را به تو هديه مي‌دهند

حسوديم مي‌شود

حسوديم مي‌شود....

عید مبعث بر تمامی دوستداران اسلام و اهل بیت (ع) مبارک باد

خدانگهدار

 


نوشته شده توسط گروه سمعی و بصری هیئت بیت العباس (ع) در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388

لينك مطلب


به گفته اهل لغت اين واژه به صورت متعدي و به معناي در

 پرده قرار دادن به كار مي رود. ابن دريد مي گويد:

 «حجبت الشيء. .. اذا سترته، و الحجاب: السِّتر...، احتجبت

 الشمس في السحاب اذا تستترت فيه.4 حجاب، پوششي

 است كه روي شيء را فرا مي گيرد و حجاب يعني پرده...،

زماني كه خورشيد در ابر فرو مي رود عرب مي گويد: احتجبت

 الشمس في السحاب». فيومي اين واژه را چنين توضيح مي دهد:

حجب فعلي متعدي است و به معناي مانع شدن به كار مي رود. به

 پرده، حجاب مي گويند، زيرا مانع از ديدن است، و به دربان، حاجب گفته

 مي شود، زيرا وي مانع از ورود افراد است. اين واژه در اصل بر موانع

 جسماني اطلاق مي گردد، ولي برخي مواقع به موانع معنوي نيز

 حجاب گفته مي شود.

از گفتار اهل لغت مي توان نتيجه گرفت كه در زبان عرب، حجاب به

 پوششي گفته مي شود كه مانع از ديدن شيئي پوشانده شده

مي شود. شهيد مطهري نتيجه تحقيقات لغوي خود را درباره اين واژه،

 چنين بيان مي كند:

كلمه حجاب هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حاجب،

بيشتر استعمالش به معني پرده است. اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش

 مي دهد كه پرده وسيله پوشش است و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل

 لغت هر پوشش حجاب نيست; آن پوشش حجاب ناميده مي شود كه

از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد.

اين واژه در قرآن و حديث نيز با عنايت به همين معناي لغوي به كار رفته و

معناي خاصي پيدا نكرده است.

شهيد مطهري مي فرمايد:

در قرآن كريم در داستان سليمان غروب خورشيد را اين طور توصيف مي كند:

 «حتي توارت بالحجاب» يعني تا آن وقتي كه خورشيد در پشت پرده مخفي

 شد. تعبير حجاب با همين معنا در آيه 51 سوره شوري و نيز در آيه 53 سوره

 احزاب به كار برده شده است... . در دستوري كه امير المومنين(عليه السلام)

به مالك اشتر نوشته است مي فرمايد: «فلا تطولن احتجابك عن رعيتك» يعني

 در ميان مردم باش كمتر خود را در اندرون خانه از مردم پنهان كن. حاجب

و دربان تو را از مردم جدا نكند بلكه خودت را در معرض ملاقات و تماس مردم

 قرار ده.

 

 


نوشته شده توسط سارینا در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388

لينك مطلب

 

شبی از کوچه ای مستی گذر کرد

به بالاهای بالاها نظر کرد

دم مستی و صدق و صحبت راست

ببست چشم و بگفت آن چه دلش خواست

ندایی با دل دیوانه می کرد

فلک را با سخن ویرانه می کرد

زمان را با زبان در هم بپیچید

زمین و آسمان بر هم بپیچید

بگفت ای رب تو را افسانه کردند

اسیر ظلمت ویرانه کردند

خداوندا تو را بازیچه کردند

نگاهی کن نمی بینی چه کردند

ز تو تخت خدایی را ربودند

به جای تو امیری ها نمودند

چرا شیرین زیبا بی وفاشد

چرا فرهاد در کوهی رها شد

چرا برچیده شد بنیان مستی

کجا شد راه و رسم می پرستی

چرا با هم برادر ها غریبند

چرا ذی منصبان مردم فریبند

چرا نازک بران تن می فروشند

چرا صاحبدلان دیگر خموشند

خداوندا خداییت کجا رفت

نگه کن بر سر ملت چه ها رفت

سر عشاق را از تن بریدند

جگرهای جوانان را دریدند

عدالت را چرا بازیچه کردند

نگاهی کن نمی بینی چه کردند

خداوندا ز بردباریت داد

که بنیاد عدالت رفت بر باد
 
**********
 
سلام
 
ممنون من خوبم
 
شما خوبید ؟
 
 

نوشته شده توسط سارینا در دوشنبه پانزدهم تیر 1388

لينك مطلب

 

انتظار فرج و آرزو و امید و دلبستن به اینده دو گونه است :

 

1- انتظاری که سازنده و نگهدارنده است ، تعهد آور است ، نیرو آفرین

 

و تحرک بخش است ، به گونه ای است که می توان نوعی عبادت و

 

حق پرستی شمرده شود .

 

2- انتظاری که گناه است ، ویرانگر است اسارت بخش است فلج کننده است

 

و نوعی " اباحیگری " باید محسوب گردد .

 

این دو نوع انتظار فرج ، معلول دو نوع برداشت از ظهور عظیم مهدی موعود

 

(علیه السلام) است و این دو نوع برداشت به نوبه خود از دو نوع بینش درباره

 

تحولات و انقلابات تاریخی ناشی می شود .

 


نوشته شده توسط سارینا در دوشنبه هجدهم خرداد 1388

لينك مطلب

مردم کوفه! ..........

مردم مکار خیانت کار! ..........

هرگز دیده هاتان از اشک تهی مباد!

هرگز ناله هاتان از سینه بریده نگردد! شما همانند  آن زن  می مانید که چون داشت می رشت ، بیکبار

رشته های خود را پاره کرد نه پیمان شما را ارجی است و نه سوگند شما را اعتباری !

جز لاف ، جز خود ستایی ، جز در عیان مانند کنیزکان تملق گفتن ، و در نهان با دشمنان ساختن چه

دارید ؟ شما گیاه سبز و تر و تازه ای را می مانید که بر تودۀ سر گینی درسته باشد و مانند گنجی

هستید که گوری را بدان اندوده باشند .

چه بد توشه ای برای آنان جهان آماده کردید :خشم خدا و عذاب دوزخ! گریه می کنید ....

آری به خدا گریه کیند که سزاوار گریستنید!

بیش بگریید و کم بخندید!

با چنین ننگی که برای خود خریدید چرا نگریید؟ ننگی که با هیچ آب شسته نخواهد شد . چه ننگی بدتر

 از کشتن پسر پیغمبر و سید جوانان بهشت !؟ مردی که چراغ راه شما و یاور روز تیرۀ شما بود . بمیرید!

سر خجالت را فرو بیفکنید! بیکبار گذشتۀ خود را بر باد دادید و برای آینده هیچ چیز به دست نیاوردید! از

این پس باید با خواری و سرشکستگی زندگی کنید. چه ، شما خشم خدا را برای خود خریدید !

کاری کردید که نزدیک است آسمان بر زمین افتد و زمین بشکافد و کوهها در هم بریزد.

می دانید چه خونی ریختید ؟ ....

می دانید این زنان و دختران که بی پرده در کوچه و بازار آوردید جه کسانی هستند؟

می دانید جگر پیغمبر خدا را پاره کردید؟! چه کار زشت و احمقانه ای؟!

 کاری که زشتی آن سراسر جهان را پر کرده است تعجب می کنید که از آسمان قطره های خون بر زمین

 می چکد؟ اما بدانید که خواری و عذاب رستاخیز سخت تر خواهد بود .اگر خدا ، هم اکنون شما را به

 گناهی که کردید نمی گیرد، آسوده نباشید، خدا کیفر گناه را فوری نمی دهد ، اما خون مظلومان را بی

 کیفر نمی گذارند، خدا حساب همه چیز را دارد.

خدا و رسولش راست گفته اند که : پایان کار آنان که کردار بد کردند، این بود که آیا ت خدا را دروغ می

خواندند و آنها را مسخره می کردند .

یزید!!!...

چنین می پنداری که چون اطراف زمین و آسمان را بر ماتنگ گرفتی و ما را به دستور تو مانند اسیران از

این شهر به آن شهر بردند، ما خوار شدیم و تو عزیز گشتی ؟

گمان می کنی با این کار قدر تو بلند شده است که این چنین به خود می بالی و بر این و آن کبر می

ورزی ؟ وقتی می بینی اسباب قدرتت آماده و کار پادشاهیت منظم است از شادی در پوست نمی گنجی

 ، نمی دانی این فرصتی که به تو داده شده است برای این است که نهان خود را چنانکه هست ، آشکار

کنی . مگر گفتۀخدا را فراموش کرده ای که می گوید :« کافران می پندارند این مهلتی که به آنها داده

 ایم برای آنان خوب است ماآنها را مهلت می دهیم تا بار گناه خود را سنگینتر کنند ، آنگاه به غذابی می

 رسند که مایۀ خواری و رسوایی است »

ای پسر آزادشدگان !این عدالت است که زنان و دختران و کنیزکان تو در پس پردۀ عزت بنشینند و تو

دختران پیغمبر را اسیر کنی، پرده حرمت آنان را بدری ، صدای آنان را درگلو خفه کنی ، و مردان بیگانه آنان

 را بر پشت شتران از این شهر به آن شهربگردانند ؟!

نه کسی از آنها را پناه دهد ، نه کسی مواظب حالشان باشد ، و نه سر پر ستی از مردانشان آنان را

همراهی کند ؟ مردم از این سو و آن سو برای نظارۀ آنان گرد آیند ؟!

اما کسی که سینه اش از بغض ما آکنده است جز این چه توقعی می توان داشت ؟

می گویی کاش پدرانم که در جنگ بدر کشته شدند اینجا بودند و هنگام گفتن این جمله با چوب به دندان

 پسر پیغمبر می زنی ؟ ابداً به خیالت نمی رسد که گناهی کرده ای و رفتاری زشت مرتکب شد ه ای!

چرا نکنی ؟! تو با ریختن خون فرزندان پیغمبر و خانوادۀ عبد المطلب ، که ستارگان زمین بودند ، دشمنی

 دو خاندان را تجدید کردی.

 شادی مکن ، چون بزودی در پیشگاه خدا حاضر خواهی شد ، آن وقت است که آرزو می کنی کاش کور و

 لال بودی و این روز را نمی دیدی کاش نمی گفتی : پدرانم اگر در این مجلس حاضر بودند از خوشی در

 پوست نمی گنجیدند!

خدایا، خودت حق ما را بگیر و انتقام ما را از آن کس که به ما ستم کرد، بستان!

به خدا پوست خود را دریدی و گوشت خود را کندی . روزی که رسول خدا و خاندان او و پاره های تن او در

سایه لطف و رحمت حق قرار گیرند، تو با خواری هر چه بیشتر پیش او خواهی ایستاد، آن روز روزی است

 که خدا  وعدۀ خود را انجام خواهد داد و این ستمدیدگان را که هر یک در گوشه ای به خون خود خفته اند

 ، گردهم خواهد آورد، او خود می  گوید :«مپندارید آنان که در راه خدا کشته شده اند مرده اند ، نه آنان

 زنده اند و از نعمتهای پرورگارا خود بهره مند می  باشند»اما آن کس که تو را چنین بنا حق بر گردن

مسلمانان سوار کرد (معاویه)، آن روز که دادخواه ،محمد(صٌٌ)، دادستان خدا، و دست و پای تو گواه

جنایات تو در آن محکمه باشد، خواهد دانست کدامیک از شما بدبخت تر و بی پناهتر هستید.

یزید ای دشمن خدا! و پسر دشمن خدا!سوگند به خدا تودر دیده من ارزش آن را نداری که سرزنشت کنم

و کوچکتر از آن هستی که تحقیرت نمایم ، اما جه کنم اشک در دیدگان حلقه زده و آه سینه زبانه می

کشد .

 پس از آنکه  حسین کشته شد و حزب شیطان ما را از کوفه به بارگاه حزب بی خردان آورد تا با شکستن

 حرمت خاندان پیغمبر پاداش خود را از بیت المال مسلمانان بگیرد، پس از آنکه دست این دژخیمان به

 خون ما رنگین و دهانشان از پاره گوشتهای ما آکنده شده است، پس از آنکه گرگهای درنده بر کنار آن

 بدنهای پاکیزه جولان می دهند. توبیخ و سرزنش تو چه دردی را دوا می کند؟!

اگر گمان می کنی با کشتن و اسیر کردن ما سودی به دست آورده ای ، بزودی خواهی دید آنچه سود

می پنداشتی جز زیان نیست . آن روز جز آنچه کرده ای حاصلی نخواهی داشت ، آن روز تو پسر زیاد را به

 کمک خود می خوانی و او نیز از تو یاری می خواهد! تو و پیروانت در کنار میزان عدل خدا جمع می شوید

 ، آن روز خواهی دانست بهترین توشۀ سفر که معاویه برای تو آماده کرده است این بود که فرزندان رسول

 خدا را کشتی . به خدا من جز از خدا نمی ترسم و جز به او شکایت نمی کنم .

 هر کاری میخوای بکن ! هر نیرنگی که داری به کار زن ! هر دشمنی که داری نشان بده! به خدا این لکه

ننگ که بر دامن تو نشسته هرگز سترده نخواهد شد. سپاس خدا را که کار سروان جوانان بهشت را به

سعادت پایان داد و بهشت را برای آنان واجب ساخت. از خدا می خواهم رتبه های آنان را فراتر برد ورحمت

 خود را بر آنان بیشتر گرداند چه او سر پر ست و یاوری تواناست .

سکوتی مرگبار سراسر کاخ را فرا گرفت ، یزید آثار و علائم نا خوشایندی را در چهره حاضران دید، و گفت :

 خدا بکشد پسر مرجانه را من راضی به کشتن حسین (علیه السلام) نبودم!!!...

ابن زیاد لعنت الله علیه گفت: کار خدا را با اهل بیت خود چگونه دیدی؟

خانم فرمودند: جز زیبایی ندیدم : اینان گروهی هستند که خداوند کشته شدن را برای آنان ثبت کرده بود،

 پس به سوی آرامگاههایشان شتافتند و به زودی خداوند تو را با آنها گرد خواهد آورد و دعوا و حجت علیه

 تو اقامه خواهد شد پس بنگر در آن هنگام ، پیروزی از آن کیست؟مادرت به عزایت بنشیند ای پسر

مرجانه ! چه خواهید گفت آن گاه که پیامبر خدا بگوید: شما که آخرین امت من بودید پس از من با اهل

 بیت من و فرزندان گرامی من چه کردید که برخی اسیر و بعضی در خون خود غوطه ور گشته اند .


نوشته شده توسط گروه سمعی و بصری هیئت بیت العباس (ع) در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388

لينك مطلب

 

امیرالمومنین و حضرت زهرا علیها السلام نزد پیامبر صلی الله علیه و آله

 

رفتند تا شرح وظایف خود را از آن بزرگوار سوال کنند .

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود : حضرت زهرا علیها السلام وظایف

 

داخل خانه را انجام دهد و حضرت علی علیه السلام کارهای خارج از منزل را

 

برعهده گیرد .

 

حضرت فاطمه علیها السلام فرمود : تنها خدا می داند که من تا چه حد مسرور

 

شدم از اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله کار خارج از منزل و تماس و

 

ارتباط با مردها را از عهده من برداشت .

 

**************************

 

امیرالمومنین علیه السلام خطاب به مردها فرمود : آیا حیان می کنید ، و

 

آیا تعصب و غیرت ندارید ؟ زنان شما به بازارها می روند و با مردها

 

تماس دارند ؟!

 

**************************

 

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : کسی که با زن نامحرمی دست دهد،

 

روز قیامت در حالی محشور می شود که به غل و زنجیر کشیده شده ،

 

سپس دستور می دهند او را در آتش بیندازند ، و هر کس با زن نامحرم

 

مزاح و شوخی کرده خداوند او را هزار سال در قیامت حبس می فرماید . 

 

 


نوشته شده توسط سارینا در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388

لينك مطلب

امر به معروف و نهی از منکر

پیامبر بزرگوار اسلام (ص) فرمودند : کسی میتواند امر به معروف و نهی از منکر بکند که سه ویژگی در او

باشد :

1-      اهل مدارا و رفق باشد و روان شناسی و برخورد اجتماعی را بداند.

2-      آدمی با انصاف باشد.

3-      عالم باشد نسبت به آنچه که می خواهد امر و نهی کند.

 

خودسازی مصلح : وقتی امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ، اثر مثبت می گذارد که اولا شخصی که امر به معروف و نهی از منکر می کند، به تلاش برای خودسازی مشغول باشد. شما وقتی خودتان شخصیتی قوی و اهل عمل باشید، دیگران از شما می پذیرند حتی ، بی آنکه بگویید، رفتار شما اثر خودش را خواهد گذاشت ، زیرا صدای عمل همیشه بلندتر از گفتار است.

برخورد کریمانه و طبیبانه : یک اصل بسیار مهم پیش از شروع فریضه امر به معروف و نهی از منکر ، اصل برائت است ؛ وقتی حدس میزنم گناهی صورت گرفته است ، بر اساس حدس عمل نکنم بلکه اصل را بر عدم وقوع معصیت بگذارم . حال اگر در مرحله بعد با انجام منکر یا ترک معروفی مواجه شدیم باید موضوع را بررسی کنیم شاید گناهکار جاهل باشد یا غافل باشد و شاید هم ، محیط تربیتی نامناسبی داشته باشد که مرتکب گناه می شود.

چنین روشی به ما این امکان را می دهد که با فرد خطاکار ، طبیبانه مواجه بشویم . امر به معروف از موضع طبابت است ، می خواهیم مسئله را حل کنیم . همچنین وقتی خواستیم با خطاکار روبه رو شویم ، اصل بر تکریم و گرامی داشت اوست . حق نداریم در وضع عادی ، شخصیت کسی را خرد کنیم . آری مواردی استثنایی وجود دارد که خود شخص هیچ حرمت و کرامتی برای خود باقی نگذاشته است ؛ (( من هانت علیه نفسه فلا تأمن شره ))1

اما اگر حرمت او به اسم امر به معروف و نهی از منکر شکسته شود ، در حقیقت منکری دیگر اتفاق افتاده است. اگر شخصیت کسی را مخدوش کردیم ، عملا گرفتاریهای بیشتری را برای جامعه به وجود خواهد آورد. پس اصل در این جا (( رفق )) است.

((رفیق فی ما یأمر ان الله رفیق یحب الرفق))2 .((خدا رفیق است و مدارا و رفق را دوست دارد )). ما باید با شخص خطاکار با نرمی و ملایمت رو به رو شویم.

 خداوند وقتی موسی را به سوی فرعون فرستاد ، به او فرمود ((فقولا له قولا لیّنا ))3، (( با او نرم صحبت کن )).

((لعله یتذکر او یخشی ))4 ، ((شاید متذکر شود یا از خدا بترسد)).

 آن وقت ما می خواهیم با جوانی پرخاش کنیم تا رفتارش را درست کند ؟ آیا از ابتدا درست است که به اسم امر به معروف یا نهی از منکر پرخاش گرانه رفتار کنیم ؟؟؟!!!

 نکته مهم این است که به انجام معروف یا ترک منکر کمک کنیم.

گاهی باید وسیله ای فراهم شود ، گاهی باید مشورتی انجام بدهیم ، گاهی باید پولی خرج کنیم تا زمینه گناه از بین برود و مسئله حل شود .

مجازات : آخرین مرحله ، مجازات است . البته مجازات تارِکِ معروف  و آن کسی که منکر و معصیت را مرتکب می شودو حریمهای اجتماعی و قوانین الهی را زیر پا می گذارد ، به عهده حکومت است و این مرحله وظیفه عموم مردم نیست.

 

 

پ.ن 1: مجلسی، بحارالانوارج 72 ، باب السفیه و السفه ص 300

پ.ن 2: اصول کافی ، ج2، باب الرفق ص 118 و وسایل الشیعه ج 16، ص 130

پ.ن 3: قرآن کریم 20/44

پ.ن 4: قرآن کریم 20/44

پ.ن 5: مطالب این پست برگرفته شده از کتاب :

سیاحت جمال ، سیری در سیره نبوی ، محمد جواد حاج اکبری ...

 


نوشته شده توسط گروه سمعی و بصری هیئت بیت العباس (ع) در یکشنبه هجدهم اسفند 1387

لينك مطلب

 

گل عفاف ، در بوستان حجاب می روید .

حجاب زندان نیست که زنان در آن محبوس باشند ،

بلکه قلعه و دژی است که از ورود غارتگران و مهاجمان جلوگیری می کند .

زنان و دختران با حجاب ، قلعه نشینانی اند که به مزاحمان ، اجازه ی ورود

به حریم عفاف نمی دهند .

حجاب ، مثل در یک شیشه عطر ، مانع پریدن عطر عفاف می شود . باید مزرعه ی

نجابت را از لگدمال شدن زیر گام های بی رحم تاراجگران باغ ، نگهبانی کرد .

کرامت بانوان ، پیش از آن است که خود را حراج کنند و خود را به چند نگاه و لبخند

بفروشند . تنها کسانی که از "کمال سیرت" محرومند ، "جمال صورت" را در معرض

تماشای همگان می گذارند .

هیچ کس با نام "آزادی" دیوار خانه ی خود را برنمی دارد و شب ها در حیاطش را باز

نمی گذارد .

شهید مطهری فرمود : "حجاب، مصونیت است ، نه محدودیت" .

 


نوشته شده توسط سارینا در شنبه هفدهم اسفند 1387

لينك مطلب


درباره وبلاگ

یا رب الحسین
بحق الحسین
اشف صدر الحسین
بظهور الحجه




یا عرض سلام خدمت شما دوستان

این وبلاگ متعلق به هیئت بیت العباس شهرستان ساری میباشد که به وسیله ی تیمی از واحد سمعی بصری هیئت مدیریت میشود

آدرس هفتگی مراسمات هیئت چندروز قبل از مراسم در بخش ((آدرس مراسمات هفتگی هیئت بیت العباس)) در آرشیو موضوعات درج خواهد شد(×-×-× منتظر حضور سبزتان هستیم×_×_×)(البته اینو هم باید بگم که اینکار در صورتی انجام خواهد که نظرات نظر سنجی وبلاگ در این مورد به مقداری برسد که ما بدانیم که خوانندگانی وجود دارند که نیازمند آدرس مراسمات هیئت میباشند)
(×××× تا قبل از اینکه بخش آدرس مراسم راه اندازی شود میتوانید با فرستادن اسمس ( یا زهرا (س) ) به شماره تلفن (09364945029) آدرس مراسم را به وسیله ی اسمس دریافت کنید ××××)

ما بچه های گروه سعی میکنیم تصاویر یا صوت مراسمات رو در وبلاگ برای دانلود قرار بدیم تا شما دوستان بتونین ازشون استفاده کنید.

لطفا در خبرنامه وبلاگ ما عضو شوید تا به این وسیله به راحتی بتوانید با خواندن ایمیل ما از بروز شدن وبلاگ ما مطلع شوید و در صورت راه اندازی آدرس مراسمات آدرس مراسمات ا در ایمیل خود داشته باشید

راستی اگه کسی از شما میخواد مطلبی متنی یا صوت و هرچیزی که براش جالب بوده و در زمینه ی موضوعات وبلاگ هست میتونه بهمون نظر خصوصی بده تا به اسم خودش در وبلاگ قرار بگیره
امیدوارم با نظراتتون مارو در بهبود این وبلاگ یاری کنید
لينکدوني
جستجو


آمار و امکانات ديگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati


startBanner() // --> <

startBanner() // --> <

startBanner() // --> <





Powered by WebGozar